سه وظیفه به من محول کرده بود که فقط مبهمترین ارجاعات دنیای زندگی روزمرۀ من یا هر دنیای دیگری بود. می خواست تلاشم را در دنیای روزمره انجام دهم تا گذشتۀ شخصی ام را به هر وسیلۀ ممکنی از بین ببرم. سپس از من خواست تا عاداتم را ترک گویم و سرانجام خواست تا حس خودبینی خویش را از بین ببرم ........... هر چه دلت می خواهد بگو، وقتی شکایت به پایان رسید ضعفها و تردیدها را فراموش کن و آن کاری را انجام بده که گفتم ........... شمنان ساخت خود را به وسیلۀ توانایی دیدنِ انرژی، همان طور که به آزادی در جهان جاری است، به دست آوردند. بنابراین، راه سالکان هماهنگ ترین تودۀ امور مسلم انرژتیکی بود، حقایق تقلیل ناپذیری که منحصراً توسط جهت جریان انرژی در جهان معین می شد




